ناظم الاسلام كرمانى

343

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

كمتر از آن وقت فرمايش آقازادهء طباطبائى ميگذرد با آنكه خونها براى اين كلمه ريخت و خسارات بر اهل ايران وارد آمده هنوز عدالتخانه بوجود نيامده است يعنى مردم ثمرهء عدالت را نديده‌اند و قانون و مجرى عدل ظاهر نشده است ) و اگر شق ديگر را بگيريم كه نكول كرد آنوقت برگرديد به حالت اوليه بر فرض كه شما در مقابل او ايستادگى كرديد آخرش مثل امروز خواهد شد آقاى بهبهانى گفت اگر قبول كرد و گفت دو سال وقت لازم دارد آنوقت سند و نوشتهء از او ميگيريم كه پس از انقضاء موعد بوعده وفا كند آقازادهء طباطبائى فرموده بر فرض سند و نوشته داد عمل بنوشتهء خود نميكند سند عين الدوله معتبرتر از دستخط شاه نيست كه سه ماه قبل دستخط بشما دادند و امروز اجراء نميدارند و بطفره ميگذرانند همين عذرى كه امروز مياورد در عدم اجراء دستخط شاه آن روز هم در مقام سند و نوشتهء خود مياورد ديگر آنكه شايد عين الدوله در دو سال ديگر بر اين مسند صدارت متمكّن نباشد و كسى ديگر صدر اعظم باشد البته خواهد گفت عمل صدر اعظم سابق ربطى به من ندارد چنانچه اين شيوه مرسوم مسندهاى ايرانست آقاى بهبهانى فرمود پس لا رأى لمن لا يطاع من ديگر حرفى ندارم آنچه صلاح ميدانيد عمل كنيد آقا شيخ محمد رضا كاشانى گفت خوب است تفأل بكلام اللّه و استخاره به قرآن كنيم رأى او را پسنديده قرآن آوردند آقاى طباطبائى گرفته و تفأل به قرآن زده اين آيهء مباركه در اول صفحه آمد : بسم اللّه الرحمن الرحيم - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِي سَبِيلِي وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ . يعنى اى آنكسانيكه گرويده‌ايد به خدا و رسول فرانگيريد دشمنان من و دشمنان خود را دوستان و با ايشان طرح مصاحبت ميفكنيد القاء ميكنيد و ميفرستيد بسوى ايشان دوستى را بسبب مكاتبه در حالتى كه كافرند و تصديق نكرده‌اند به آنچه آمده است بشما از سخن درست و راست و كار درست و درحالتى كه بيرون ميكنند پيغمبر را از مكه و شما را نيز بسبب آنكه ميگرويد بخدائيكه پروردگار شماست يعنى ايشان بسبب ايمان شما شما را از ديار خود بيرون ميكنند پس ايشانرا دوست نگيريد و با ايشان مودت نكنيد اگر هستيد شما كه بيرون آمده‌ايد از وطنهاى خود به جهت جهاد و قتال در راه من و براى طلب خشنودى من و به پنهانى ميفرستيد بسوى ايشان دوستى را بسبب كتابت يا سخنان سرى و محرمانه بايشان ميفرستيد بسبب دوستى و من داناترم از شما به آنچه پنهان ميكنيد از مودت اعداء و آنچه ظاهر ميسازيد از اعتذار و هركه نكند اين كار را كه القاء خير است بايشان از شما پس بدرستيكه گم كرده راه راست را و خطا نموده طريق حق و صواب را . إِنْ يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْداءً وَ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ يعنى اگر بيابند شما را كفار يعنى بر شما قادر شوند و ظفر يابند ميباشند مرشما را دشمنان و بگشايند بسوى شما دستهاى خود را و زبانهاى خود را ببدى يعنى بزدن و كشتن و دشنام دادن و دوست دارند كه شما